![]() |
![]() |
|
| تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن! |
|
دلم برایشان ٬برای تک تکشان تنگ شده آنقدر سرد است که جورابم را خود به خود در نیاورده ام حال خوشی ندارم .نگرانم این تخته نردی که دوری خواهرانم را تداعی می کند کجاست؟ مداد را وقتی گم می کنم پشت گوشم است حتی مداد هم مرا سر کار می گذارد نخود چی ام تمام شده بس که به دنبال نخود سیاه رفته ام نخودهایی که حتی کرمهایشان یخ زده همه ی اینها ساختگی است ما جدی سر کاریم سه تسبیح در اتاق وسه اتاق در خانه مضحک است ربطی ندارد اتاقی که ۱۱ماه سال خالیست و تختی بزرگ دارد تختی که بودن در شهرها و خانه ها با آدم های مختلفی را تجربه کرده خیلی خب شلوغ نکنید خودم حسابشان را می رسم و کاش برگردم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 دی1386ساعت 8:54 بعد از ظهر توسط سونیا |
|
|
می خواستم میوه باشم اناری شاید که سخت است خوردنش. سیبی نرم و شیرین که همه سفت و ترشش را دوست دارند خیاری بزرگ و تو خالی که همه کوچکش را خواسته باشند و یا گلابی که خودم دوست ندارم اما نشد چه کنم؟! باز هم انسان و باز هم دغدغه ی بسته شدن در میله های انسانیت. چه می شود کرد! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 دی1386ساعت 10:30 قبل از ظهر توسط سونیا |
|
|
وای خیلی خسته ام. هر مسئله ای که پیش می آد احساس می کنم خون تمام سرمو می گیره و اجازه نمی ده نفس بکشم .شادی های آنی و غم های زود گذر عمیق .زندگی سخت بخاطر سخت گرفتنش....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 دی1386ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط سونیا |
|
|
نورها یکی یکی....پشت تخم چشمانم کرم ها می لولند.
نورها پی در پی..قلبم ذق ذق میکند.شهادت می دهم. من یک بدبختم. دو چراغ از رو برو می آید و دو چراغ کنارش می ایستد قاتی می شوند پیروز نزدیک تر شد. رد شد . ته زبانم قلقلک می شود میله ها عمودی آجرها افقی. به معنی تمام واژه ها فکر می کنم.فکرم سایش پیدا می کند . نمی شود به تمام واژه ها فکرکرد من یک روانی ام ولی شهادت نمی دهم.خرس عروسکی آویزان شده به من زل زده. چشمان کرم خوردهام را می بندم.فقط چراغ های قرمز در هم می غلتد.چراغ های سفید پشت سبزه ها خود نمایی می کند و پلک چشمانم را می زند ٬قایم می شود ٬خدنمایی می کند٬قایم شدند. سفیدها مقابله می کنند ولی قرمزها همراهی. سر می خوریم حالا هم چراغهای قرمز می بینم هم سفید.من چشمانم را بسته ام .کرم ها می گویند. من میشنوم پچ پچ تمام خسته های ردیف جلو و عقب را. ایستادیم. نه در مقصد من. نور کم است . کور شدم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 دی1386ساعت 9:24 بعد از ظهر توسط سونیا |
|
|
نیمه شب است به تیرگی می اندیشم به رفتن ساقه های تن عریانم درونم را به خاک می کشند لبهای نیمه بازش را زیر نور کم اتاقم روی انگشتان بلند و خمیده ام حس می کنم نیمه شبی سیاه است گرمم است وجود سرشارش٬هستی ام را نقاشی می کشد و چشمان سیاهش آغاز یک هماغوشی را خبر می دهد در دستانش شکل می گیرم نور کمرنگ می شود ................................................................................................................................ انسان پوک انسان پوک پر از اعتماد نگاه کن که دندانهایش چگونه وقت جویدن سرود می خوانند و چشمهایش چگونه وقت خیره شدن میدرند فروغ فرخزاد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 دی1386ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط سونیا |
|
|
تق و توق که می کنی دلم می لرزد . این صدا شاید همان صدایی باشد که جدایمان کند. ندای آخر تو.آنوقت چه کنم به تنهایی. نگاهم نکن . دل زده شوی من چه کنم؟ حتی جلوی چشمم نیا ! بد عادتم می کنی آخر. بگذار تا می توانیم جدا بمانیم.عشقم را به تو ثابت خاهم کرد. نه .نه جلو نیا دعوایمان می شود ها! ممکن است بوی دهانم مزه آدامسی دهد که تو دوست نداشته باشی وای چه می شود خواهی رفت می دانم. پشت سرم هم که بنشینی ؟! چطور جلوی خودم را بگیرم...؟؟!!!! بیا دور باشیم ٬ دلتنگی عادی می شود همه میکشند. گل نفرست چند مدتیست همه چیز را زرد می بینم دور بمان ٬ عاشقم باش ٬ زندگی کن ٬ عشقم را ثابت خواهم کرد. نه نه ٬ خیانت!!!!!!!! چه کنیم ؟ تفنگی داشتی .نه؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 دی1386ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط سونیا |
|
|
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد و این منم زنی تنها در آستانهی فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین و یاس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دستهای سیمانی زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت چهار بار نواخت امروز روز اول دیماه است من راز فصلها را می دانم و حرف لحضه ها را میفهمم نجات دهنده در گور خفته است و خاک . خاک پذیرنده اشارتیست به آرامش
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
.. فروغ فرخزاد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 دی1386ساعت 11:56 بعد از ظهر توسط سونیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
...!
|
| پیوندهای روزانه |
|
آیدین آغداشلو احمد شاملو شیرین عبادی عباس معروفی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| پیوندها |
|
گرگ صابونی راه پله حمید بهادری سگ نوشت ایرج زبردست musmuska قره قروت سایت عاشقان شاملو میکده |
|
RSS
|