تبليغاتX
موشی خیس
تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن!
 

هستی

ساکن بدون هیچ پستی

ساکن

هستی

مغلوب سرد

خراب

پر از نیستی

پی در پی

ناقوس را به صدا در بیاور

بگذار تا بزند

فرو ببر ٬فرو می برم

هزار قناری خاموش در گلوی من

هزار کاکلی شاد در چشمان تو

لک لک بی پرده سخن

گستاخ تر از او

پی در پی

بگذار تا فرو ببرم

خاموش تر از صدای فریادهایم

برای روز مبادا مباد که باشیم ما بر هستی

ماندگارتر از هسته ی هلویی که نیست شود از برای آمدن هسته ی دیگر بر هستی

که هست باشدمان

برای روز مبادا  مباد که باشیم ما بر هستی

+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط سونیا | 
 

خیلی ساده عید هم تمام شد

عیدی که سیزده بدرش را سبزه ای گره زدم سخت

عیدی که رفتنش نحص است و آمدنش ماهی می میرد

عیدی که هزاران حرف دارد بعد از عید دیدنیهایش

عید آجیل و شیرینی و چایی.

عیدی که میمیرند هزار هزار در راه

و آن دختر چها ساله   ....آه

عیدی که ما را صدر جدول میبرد

عید خانه ی خاله و عمه و عید تلخی مادربزرگ

عیدی که خیابان هایش پر از مسافر است

عید لباس های نو  

عید خانه های تمیز

 در شهر شلوغ در کشور کثیف

عید کورش

عیدی که نابودی پاسارگاد را مژده می دهد به او

عید بدون عیدی

عید خالی از خواهرهایی که می خواهی باشند

می خواهی عیدی بگیری .

عیدی که با همه ی نو بودنش کهنه شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط سونیا |