![]() |
![]() |
|
| تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن! |
|
چگونه باید احساساتت را بنویسی وقتی به گونه ای به گونهای آنها را جمع میکنند و در همان لحظه که تو به خودت میگویی آه کسی به من دلبسته ریخته میشوند توی حفره ای به خودت میگویی میخواهد فقط برای خودش باشم خوب حق هم دارد امان که نه آن تکه چوب کزایی که سرش باروت دارد را آتش زدند و افتاد درون حفره ای و همه جا را دود میگیرد .. هنوز همه جا را آتش گرفته هنوز.. احساس نداریم زندگی نداریم نفس نداریم حتی معنا نداریم و میخواهیم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 12:38 بعد از ظهر توسط سونیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
...!
|
| پیوندهای روزانه |
|
آیدین آغداشلو احمد شاملو شیرین عبادی عباس معروفی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
| پیوندها |
|
گرگ صابونی راه پله حمید بهادری سگ نوشت ایرج زبردست musmuska قره قروت سایت عاشقان شاملو میکده |
|
RSS
|